خرید بک لینک

فردی در خواب دید که در ساحل دریا مشغول قدم زدن با خداست . دست او در دست خدا بود و قدم زنان در طول ساحل راه می رفتند. او هر از چند گاهی به پشت سرش نگاه می کرد و دو رد پا را در کنار هم روی شنهای ساحل می دید رد پای خدا و رد پای خودش . همه جا این دو رد پا همدیگر را همراهی می کردند . او متوجه شد در حالتها و موقعیت های عادی دو رد پا دیده می شود ولی وقتی به گودال یا تخته سنگ بزرگ یا چاله ای می رسند فقط یک رد پا به چشم می خورد او از این موضوع رنجید و از خدا پرسید خدایا اینکه می فرمایید همه جا همراه من هستید و حتی از رگ گردن هم به من نزدیک تر هستید ولی من می بینم که در بد ترین شرایط زندگی من را تنها گذاشته اید و فقط یک رد پا وجود دارد . خداوند فرمود بنده خوبم من هرگز تو را تنها نگذاشته ام گاهی شما بندگان به چاله های زندگی می رسید ، در گودالهای گناه می افتید و... این من هستم که برای اینکه شما را به راحتی از خطرات نجات دهم شما را به دوش می کشم و شما فقط یک رد پا ( یک اثر ) می بینید و گمان می کنید آن اثر خودتان است . هنر خودتان است که از مشکلات رهایی یافته اید.

بنده خوب من آن رد پا ، آن اثر را اگر خوب ببینی اثر پای من است نه تو !!!


برچسب: نویسنده: ??? تاريخ: چهارشنبه 17 مهر 1392 ساعت: 18:40

صفحه بندی